می توان تنها شد

می توان زار گریست

می توان دوست نداشت

ودل عاشق آدمها را زیر پاها له کرد

می توان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت

می توان صد ها بار علت غصه دل را فهمید

می توان...

می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود!

آخرش هم تنها می توان تنها رفت...

با جهانی همه اندوه و غم و بد بختی...

یادگاری؟! همه جا تلخی و سردی و غرور

فاتحه ؟!خوب شد رفت ! عجب آدم بد خلقی بود!!

ولی ای کودک زیبای دلم، آن ور سکه تماشادارد. . .


برچسب‌ها:
۱۳٩٠/۱٠/٢۸| ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ |رها نظرات () >|