خدا...

  خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌ زمان
 
اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
 
و به قدر نیازتو فرود می‌آید

  و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود
 
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود
 
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...
 
پدر می‌شود یتیمان را و مادر
 
برادر می‌شود محتاجان برادری را
 
همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را
 
طفل می‌شود عقیمان را
 
امید می‌شود نا امیدان را
 
راه می‌شودگمگشتگان را
 
نور می‌شود در تاریکی ماندگان را
 
شمشیرمی‌شود رزمندگان را
 
عصا می‌شود پیران را
 
عشق می‌شود محتاجان به عشق را
 
 
خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...
 
به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا
 
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
 
و زبان‌هایتان را ازهر گفتار ناپاک
 
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...
 
وبپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
 
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه
 
بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند
 
در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند
 
ودر کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...
 
مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟

/ 5 نظر / 12 بازدید
رشحه قلم

وقتی که قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود، وقتی نمیتوانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌ و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشکند ... وقتی احساس‌ میکنیم بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ... وقتی امیدها ته‌ میکشد و انتظارها به‌ سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان تمام‌ میشود و تحمل مان‌ هیچ ... آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم و مطمئنیم‌ که‌ تو فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ میکنی ... آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا میکنیم و تو را میخوانیم ... آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را آه‌ میکشیم تو را گریه ‌میکنیم ... و تو را نفس میکشیم ...

پرتو

سلام... پست بسیار عالی ای بود[گل] در پناه حق باشی[گل]

شیخ نهایی

زیبا بود ممنون از لطفت شاد باشی