میرم...

میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه                        دیوار اتاقت از عکسم خسته شه

میرم تا بارون منو یاد تو نندازه

میرم یه جای تازه                        میرم یه جای تازه


میرم با چشمای خیس و قلبی بی گناه

میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه

هرجا میرم اما بازم یادت می افتم

اینو به همه گفتم                      اینو به همه گفتم


میرم جای من اینجا نیست

عشق تو زیبا نیست

رؤیا نیست

میرم جایی که دریا نیست

اسم تو روماه نیست

غوغا نیست


کاش می شد تا ببینی من اینجا چه تنهام

وقتی که تو نباشی به هم می ریزه دنیام

اینجا کسی نیست با چشمای ناز و روشن

بی تو چه غریبم من                    بی تو چه غریبم من


از هر جا رد میشم میاد عکست روبروم

سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم

دارم آروم آروم مرگ و به جون میخرم

دیدی چی اومد سرم                        دیدی چی اومد سرم

میرم جای من اینجا نیست

عشق تو زیبا نیست

رؤیا نیست



میرم جایی که دریا نیست

اسم تو روماه نیست

غوغا نیست...


 

/ 4 نظر / 20 بازدید
کاکتوس

سلام .. [لبخند] ممنون از حضور شما دوست خوبم ... [گل][گل][گل] خیلی قشنگ بود .. [چشمک]

دختر کویر

عالی ی ی . میلاد و بنیامین باران هم عالی خوندنش.

مهرنوش

از هیاهوی واژه ها خسته ام من سکوت را از اوراق سپید آموختم آیا سکوت، روشن ترین واژه ها نیست ؟؟؟ همیشه در تنهایی مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ، آرام ترین واژه ها نیست ؟؟؟ تا چشم گشودم، از چشم زندگی افتادم شبی ــ شاید امشب ــ زیر نور یک واژه خواهم نشست و هم زمان در آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت