آوایی که مرا می خواند...

 

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور

مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

دورها آوایی است که مرا می خواند...

/ 7 نظر / 6 بازدید
غریبستانی

شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است[گل]

نخل هلیله ای

سلام[گل] متن بسیار زیبایی بود[گل] تصویر هم بسیار زیبا بود، ممنونم که بهم سر زدید[گل]

رهگذرشب

سلام نوشتت قشنگ بود موفق باشی[دست][تایید]

امید

سلام ممنون که سرزدی...خوشحالم کردی...بازم پیشم بیا[گل]

سامیـــار

دیدگانم پر اشک است...وقتی باران دلت را نثارم کردی... (سری هم به ما بزنید...خوشحال میشم...)[گل][گل]

پرتو

بسیار خوب و زیبا[گل][قلب]